خدابسواژهنامه آزادوقتی خانواده ای دخترزیادداشتندوبچه هاپشت سرهم دختربودندوپسری نداشتندازدخترزیادی که داشتندازاسم خدابس استفاده میکردندکه خدادیگه بسه
کالکواژهنامه آزادنوعی کفش که ازجنس چرم وپارچه ضدآب وپشمی استفاده میشدکه درزمستانهای سرداستفاده میکردندکه درکوه ودشت برفی ویخبندان استفاده میکردند
پر گنهواژهنامه آزادپرگنه یعنی مردم چند روستای همسایه .رویهم رفته برای اجتماع مردم یا میکروب ها می شود، بکار برود؛ مثلا معنی کلنی را می شود از آن برداشت کرد که لغتی برایش نداریم .ک