رعایت قوانین و مقررات سازمان و شئونات اداریواژهنامه آزادتوجه به قانون و اصول مورد احترام یک سازمان ، حرفه و موسسه که برای تسهیل روابط بین افراد وضع شده اند.
روتینواژهنامه آزادکاری که به طور منظم یا به طور معمول و مکرر انجام می شود کاری که به طور معمول و مکرر انجام میشود
قراردادیواژهنامه آزادبه اعتبار قرارداد، مقررشده، تثبیتی، موقتی امر قراردادی: امری که به نحو قرارداد صورت می گیرد. کارمند قراردادی: کارمندی که طبق قرارداد کاری انجام می دهد، کارمند ی
پادمانواژهنامه آزادپادْمان در فارسی به معنای نظارت و حراست کردن است و اسم مصدری است که از ریشهٔ فعل پاییدن گرفته شدهاست. پادمان امروزه در اصطلاح به مقررات نظارتی آژانس بینالمللی
کسوهواژهنامه آزاددر لغت:به کسر و ضم کاف و سکون سین و فتح واو از ریشه "کسو" به معنای لباس و پوشاک است. در فقه:به هر آنچه که مایه پوشش عرفی بدن فرد به گونه ای باشد که امکان رویت آ