استرسواژهنامه آزاداین لغت ریشه فارسی ندارد. در علوم خصوصا روانشناسی به شدت از این واژه برای فشار روحی استفاده میشود. در تعریف استرس به معنای فشار روانی است که فرد در مواجهه با یک
رویکردواژهنامه آزادروش برخورد یا مواجه شدن رویکَرد راه و روش، طریق در پیش گرفته شده، نگرش، موضع گیری، جهت گیری.
دلندرشورواژهنامه آزاددِلِنْدِرْشُوْر:(delendelshowr) در گویش گنابادی یعنی بد آمدن از چیزی یا انجام کاری یا مواجه شدن با واقعه ای ، کراهت داشتن ، تنفر ، نفرت