مهنیاواژهنامه آزادنوع:دخترانه ریشه اسم:فارسی معنی:آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است ، از نسل بزرگان ، بزرگ زاده ، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیا
مهدیارواژهنامه آزادیار مهدی «MahdiYār» این اسم اگر به صورت «مهد+یار» در نظر گرفته شود، معنی «دوستدار میهن» می دهد. (پارسی) اگر به صورت «مه+دیار» در نظر گرفته شود، معنی«ماه سرزمین
مانیاواژهنامه آزادبرخی آن را از ریشۀ «مان» دانسته اند که در پهلوی، به معنی خانه، منزل، سکنی گزیدن است. بی همتا
هناختهواژهنامه آزادآماده - مهیا شده - برنامه ریزی برای انجام کاری مثلا:هناخته ی شام شب باش یعنی به فکر تهیه شام شب باش