مانداناواژهنامه آزاد1.واژهای عبری به معنای عنبر سیاه. 2.دانایی که دیگران را به دانایی وامی دارد. 3.ماندنی و نمیرا. 4.دختر آژی دهاک و مادر کوروش کبیر.
ماداکتوواژهنامه آزاداسم قدیم «دره شهر» در استان ایلام. شهری در استان ایلام که در زمان ساسانیان بنا شده و امروز به آن دره شهر می گویند. نام های دیگر:مهرجان قذق، سیمره.
سیمرهواژهنامه آزادسِیمَرِه (ماداکتو)؛ شهری باستانی در ضلع غربی و جنوب غربی دره شهر. در واقع سیمره نام قسمت قدیمی تر دره شهر است. ماداکتو نیز نام پیشین سیمره بوده است. قدمت این شه
کوروشواژهنامه آزادکورش کبیر؛ نام بنیان گذار سلسلۀ هخامنشی، پسر کمبوجیه _فرماندار پارس_ و ماندانا _شاهدخت ماد. || کورش صغیر یا کورش کوچک؛ نام پسر داریوش دوم هخامنشی که برای گرفتن
بوتیمارواژهنامه آزادمرغی است سفید که در کنار آب می نشیند ، ماهی خوار و غم خورک هم نامیده شده ، می گویند با وجود تشنگی شدید آب نمی خورد مبادا آّب کم شود ، از این رو آدم بخیل را با
یولداشواژهنامه آزادهمراه.دوست.یاور.سنگ راه همراه.دوست.یاور.سنگ راه .متشکل از دو واژه یول(راه)و داش(سنگ)که در مواقعی که کسی در سرراه خود با خطری (حمله حیوانی درنده)مواجه شد اولین چ