محاقلهواژهنامه آزادشهید اول:میوه ی چیده شده محاقله: [در اصطلاح فقه] فروختن گندم در خوشه که هنوز برداشت نشده به مقداراز گندم
پونگواژهنامه آزادمقدار کمی از آب زراعی . این واژه از پنگان فارسی گرفته شده و در روستاهای امجز از توابع عنبرآباد استفاده میگردد.