کژتابهواژهنامه آزاد(ک َژتاب ِه) شکل کج و معوج از چیزی؛ کج تابیده شده. تعبیر و تفسیری نادرست و ناراست از مفهومی.
وریبواژهنامه آزاداریب، کج و معوج، منحرف؛ شاهد مثال:یک قدم چون رخ ز بالا تا نشیب/ یک قدم چون پیل رفته در وریب (این بیت، که در دهخدا از «انجمن آرای ناصری» نقل شده، درواقع از دفتر