کرشتهواژهنامه آزادکرشته بر خلاف معنایی که در لغت نامه دهخدا با اقتباس از بیت عطار:زمین و آسمان پر فرشته ست - تو کی بینی که چشمت پر کرشته است. خس و خاشاک عنوان شده در اصل ( ایکه ر
خنگواژهنامه آزاد(kheng) به معنی بهانه گیری و آرام نگرفتن کودک. مثال:بچه خنگ شده بود بردمش پارک. توجه: خنگ به این معنی هیچ ارتباط معنایی باواژه (کودن) ندارد. (خِنگ) معمولاً با خ
آیرونیواژهنامه آزادآیرونی این اصطلاح از واژه ی یونانی (Eironeia) گرفته شده و به معنای ریا و خلاف واقع نشان دادن است . شگردی است که گوینده یا نویسنده به کلام یا آنچه نوشته یا دیده
آرونواژهنامه آزادآرون به فتح واو هم معنی آروند است به معنی صاحب شکوه و شوکت پسوند وند به ون تبدیل شده بنابراین آرون به فتح واو با آرون از لحاظ معنایی متفاوت است
نفتواژهنامه آزادبینی بینی- دماغ نُفت noft (بختیاری) نِفت(neft) دماغ، بینی. به ضم نون (در لری) به معنای دماغ و بینی. در برخی گویش ها معنایی طنزآمیز دارد (لری) نُفت؛ دماغ.