معرف حضورواژهنامه آزادمعروف حضور، آشنا. زبانزدِ «معرِّف حضور» _با کسره_ نادرست است و به جای آن باید گفت «معرَّف حضور» _با فتحه_ یا «معروف حضور»، یعنی کسی که از پیش به ما معرفی یا شنا
دایرة المعارفواژهنامه آزادنوعی از کتابهای مرجع است که کلیه ی مفاهیم حول موضوع خاص یا تمام موضوعات را گردآوری کرده و در اختیار مخاطب قرار می دهد. نجلا
برخودگوواژهنامه آزادمقر ، معترف ، اقرارکننده ، کسی که علیه خویش سخنی بگوید مانند کسی که به بدهکار بودن یا انجام بزه از سوی خویش اقرار کند ، خستو کننده .
زینبواژهنامه آزادمعتکف - کسی که برای نماز و عبادت حداقل سه روز در مسجد توقف و اعتکاف نماید. زینت پدر
معرف حضورواژهنامه آزادمعروف حضور، آشنا. زبانزدِ «معرِّف حضور» _با کسره_ نادرست است و به جای آن باید گفت «معرَّف حضور» _با فتحه_ یا «معروف حضور»، یعنی کسی که از پیش به ما معرفی یا شنا