نیوشواژهنامه آزادبن مضارع و فعل امر از نیوشیدن؛ گوش بده، گوش بسپر، بشنو. || در ترکیب به معنی شنونده، نیوشنده: سخن نیوش.
باشیدنواژهنامه آزاداز این بنواژه تنها در زمان کنون (مضارع):«باشم، باشی، باشد، باشیم، باشید، باشند» دستوری:«باش، باشید» و بنواژه نام (اسم مصدر):«باشش» می بَهرند. «می باشد» هم به جا
هایکوواژهنامه آزادسبکی ژاپنی از شعر کوتاه در سه مصرع. معادل پارسی آن تکواره ای است که فقط از لحاظ مفهومی شبیه هایکو است نه دستوری.
شربت نوشواژهنامه آزادشربت نوش اشاره به عسل دارد که در یک مصرع از شعر سعدی آمده است شربت نوش آفرید از مگس نحل که مگس نحل همان زنبور می باشد