تعارضواژهنامه آزادتَعارُض:متعرض ومزاحم شدن, باهم خلاف کردن, اختلاف داشتن 1 -( مصدر ) خلاف یکدیگر ورزیدن متعرض یکدیگر شدن با هم اختلاف داشتن . 2 - ( اسم ) خلاف ورزی معارضه . جمع:ت
وپادشتواژهنامه آزادوَپاْدِشْتَ:(wapadeshta) در گویش گنابادی یعنی بردن کودکان به دستشویی ، کمک کردن برای مستراح رفتن کودکان
رومیسواژهنامه آزادرومیس، روستایی از توابع بخش مشراگه شهرستان رامشیر در استان خوزستان ایران است. در دوران ساسانیان، حسابداری به نا رومیس دخل و خرج مناطق مختلف ایران را با ارقامی
درعواژهنامه آزادمطابق نقل تاریخ نویسان دختران عرب وقتی به سنّ بلوغ می رسیدند به دارالندوه، که توسط قصی بن کلاب ساخته شده بود، می رفتند و در آن جا پارچه ای که با خود برده بودند