مدد جوواژهنامه آزاد(بهزیستی) کسی که نیاز به کمک مددکاران دارد؛ افراد فاقد سرپرست، زنان سرپرست خانوار، یا نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت از جمله مددجویان سازمان بهزیستی اند
برنلیق مددخانواژهنامه آزادروستایی از توابع شهرستان میانه در 29 کیلومتری شمال این شهر قرار دارد با روستا های ترک،ارنجالیق،مونق،ماهی آباد، جواندیز،علی قیشلاقی،سورناکهل و چتاب هم مرز می باش
مدد جوواژهنامه آزاد(بهزیستی) کسی که نیاز به کمک مددکاران دارد؛ افراد فاقد سرپرست، زنان سرپرست خانوار، یا نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت از جمله مددجویان سازمان بهزیستی اند
باد مددواژهنامه آزاد(گنابادی) باد مِدِدْ؛ یک جای کارش می لنگد، کاسه ای زیر نیم کاسه دارد، غیر قابل اعتماد است.
سیستم تولید قابل پیکربندی مجددواژهنامه آزادسیستم های تولید قابل پیکربندی مجدّد (RMS)، سیستم های هوشمند و پیشرفته تولیدی جدیدی هستند که پیکربندی مورد نیاز در ساختارشان را برای تنظیم ظرفیت و عملکرد در تغیی