مساومهواژهنامه آزادبه معنای هزینه و قیمت بازار است. بیع مساومه : معامله ای که قیمت کالا با توافق فروشنده و خریدار صورت می گیرد. داد و ستدی که در آن مبلغ مشخص نشده باشد.
مدامواژهنامه آزادبه عنوان قید در زبان فارسی می تواند معادل با "یکریز" در نظر گرفته شود. پیوسته، گاهی نیز به معنی باده آمده
مقاومت متغیرواژهنامه آزادوَردویسِه، ویسِۀ وَردَندِه. (زبانزدِ دانشی). به چَمِ (معنیِ) ویسِه ای (مقاومتی) که می وَردَد (تغییر می کند).
آزگارواژهنامه آزادمداوم، پشت سر هم، کامل، تمام. اصطلاحاً به معنی لعنتی ، بی فایده ، بی حاصل ، از دست رفته ، حرام شده
مانیتورینگواژهنامه آزادMonitoring به معنای "آگاه بودن از وضعیت سیستم از طریق بررسی مداوم" است. واژه ی جایگزین "نظارت"
آنلاینواژهنامه آزادروی خط بودن، حاضر بودن روی خط بودن 1- متصل بودن یا شدن به اینترنت 2- به طورِ مداوم، فعالیت داشتن، در یک بازه معین در اینترنت 3- (اصطلاح جدید) به روز بودن 4 - (ا
شکر سیاهواژهنامه آزادکشت نیشکر هر ساله از اردیبهشت ماه آغاز شده و بعد از گذشت ۸ماه در اوایل دی برداشت می شودوبرای اینکه ماحصل دست رنج کشاورزان به بازار عرضه شود پس از تمیز کردن نیشک