محاقلهواژهنامه آزادشهید اول:میوه ی چیده شده محاقله: [در اصطلاح فقه] فروختن گندم در خوشه که هنوز برداشت نشده به مقداراز گندم
مقاولهواژهنامه آزادقراردادی است که نمایندگان دو دولت با هم می بندد و نیازی نیست که به تصویب مجلس یا دولت برسد.
محاقلهواژهنامه آزادشهید اول:میوه ی چیده شده محاقله: [در اصطلاح فقه] فروختن گندم در خوشه که هنوز برداشت نشده به مقداراز گندم
تیرشهواژهنامه آزادمخفف یا حالت محاوره ایِ کلمه ی تریشه [teriše] به معنای هر چیز خرده ریزه، مثل ریزۀ کاغذ، ریزۀ چوب، پارچه و مانند آن؛ می باشد. که عموما به پارچه اطلاق می شود. بی
لالجینواژهنامه آزادلالجین که در محاوره اهالی استان همدان، للین و بعضاً لالون تلفظ می شود، عنوان شهری است با جمعیت حدوداً پانزده هزار نفر و مرکز بخشی با همین نام در نیمه شمالی استا