مجرای رودخانهواژهنامه آزادجای روان شدن یا جاری شدن رودخانه. (غیاث ) (آنندراج ). محل جریان و محل روان شدن رودخانه.
لورواژهنامه آزادLewer به معنی لب در حالتی که مقداری آویزان باشد در مورد حیوانات و گاهی انسان برای تحقیر یا کنایه مجرای آب ؛ بویژه اگر در اثر بارندگی بوجود آمده باشد ، شیله.
سوزاناکواژهنامه آزاد(زبان پاک) مرکب از سوزان و اک؛ سوزاک. نام نوعی بیماری مقاربتی است که باعث چرک و سوزش در مجرای ادرار می شود.
استبراءواژهنامه آزاداستبراء عمل مستحبی است که مردان، بعد از بیرون آمدن بول (ادرار)، برای اینکه یقین کنند بول در مجرا نمانده است انجام میدهند. به رساله توضیح المسائل مراجعه شود.
روتانواژهنامه آزادروستای روتان از توابع بخش بمانی شهرستان سیریک در جنو شرق هرزمگان است و با جمعیت 850 نفری دارای 200 خانواراست و مذهب شیعه اثنی عشری می باشند.چهارشهید در گلزارشهد