مانستانواژهنامه آزادمانِستان به معنی اقامتگاه و محل ماندن، مرکز عبادت پیروان دین مانی، چراکه برگزیدگان مانوی در آنجا بسط می نشسته اند.
مانستانواژهنامه آزادمانِستان به معنی اقامتگاه و محل ماندن، مرکز عبادت پیروان دین مانی، چراکه برگزیدگان مانوی در آنجا بسط می نشسته اند.
پروتکلواژهنامه آزادصورت جلسات مجالس سیاسی که برای مذاکره و رسیدگی در امری منعقد شده باشد. (پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پیمان. برای نمونه "پروتکل های ارتباطی" به پارسی می شود
هبهواژهنامه آزادهبه يعني بخشيدن چيزي به ديگري بدون عوض و مجاناً و صيغه خاصي لازم ندارد بلكه اگر هبه كننده چيزي را به قصد بخشش به ديگري بدهد و او هم به همين انگيزه بگيرد هبه انج