مثلث قائم الزاویهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) سِگوشِ راست، سِگوشِ راستگوشه. "در یک مثلث قائم الزاویه، مربع وتر برابر است با جمعِ مربع های دو ضلع عمود بر هم" به پارسی می شو
مثلثاتواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) سِبَرسَنجی، سِگوشِگان. "مثلثاتی" به پارسی می شود "سِبَرسَنجیک" یا "سِگوشِگانی".
مثلث قائم الزاویهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) سِگوشِ راست، سِگوشِ راستگوشه. "در یک مثلث قائم الزاویه، مربع وتر برابر است با جمعِ مربع های دو ضلع عمود بر هم" به پارسی می شو
مثلثاتواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) سِبَرسَنجی، سِگوشِگان. "مثلثاتی" به پارسی می شود "سِبَرسَنجیک" یا "سِگوشِگانی".
بشنواژهنامه آزاد(کرمان و فارس) بشن به معنای تن و قامت انسان است. در کرمان مثلی هست که می گویند:خوشا باران که بر بشنم ببارد. در اصطلاح مردم سمیرم (فارس) بشن به معنای باریدن با