قیاس مع الفارقواژهنامه آزاد(قیاسِ مَعَ الفارِق):دو چیز نامربوط را با هم مقایسه کردن، استفاده از یک دلیل یا مثال برای اثبات چیزی که با آن دلیل یا مثال مناسبتی ندارد قیاس مع الفارق یا مقایس
قیاتواژهنامه آزادقِیات ؛ واژه ای مغولی به معنای سیلی که به قوت آید، برترین قبیله از بین گروه های مغولی که از نسل پدر چنگیز خان بودند، در تاریخ جهانگشای جوینی آمده:"و بر دیگر قبا
قرجه قیاواژهنامه آزادقرجه قیا تلفظ فارسی قرجه قیه؛ نام روستایی در آذربایجان شرقی است. قَرَجَه واژۀ آذری و به معنی سیاه است. و همچنین قرجه آفتی سیاه رنگ در گندم است که اگر به گندم بز
مع الفارقواژهنامه آزادقیاس مع الفارق:تشبیه چیزی به دیگری، بدون اینکه شباهت و اشتراکی میان آن ها باشد. دو امر بی ربط را با هم یکی دانستن و برای هر دو حکم مشابهی صادر کردن.
قیاس مع الفارقواژهنامه آزاد(قیاسِ مَعَ الفارِق):دو چیز نامربوط را با هم مقایسه کردن، استفاده از یک دلیل یا مثال برای اثبات چیزی که با آن دلیل یا مثال مناسبتی ندارد قیاس مع الفارق یا مقایس
قیاتواژهنامه آزادقِیات ؛ واژه ای مغولی به معنای سیلی که به قوت آید، برترین قبیله از بین گروه های مغولی که از نسل پدر چنگیز خان بودند، در تاریخ جهانگشای جوینی آمده:"و بر دیگر قبا
قرجه قیاواژهنامه آزادقرجه قیا تلفظ فارسی قرجه قیه؛ نام روستایی در آذربایجان شرقی است. قَرَجَه واژۀ آذری و به معنی سیاه است. و همچنین قرجه آفتی سیاه رنگ در گندم است که اگر به گندم بز