ستینواژهنامه آزادستون جان ستون و تکیه گاه،مایه فخر.«مانند( ستین هونم=ستون خانه ام) ستون و تکیه گاه،مایه فخر.«مانند( ستین هونم) ستین درگویش لری بمعنی آرامش . آرام کننده وازریشه ت
مالخود کردنواژهنامه آزاداگر در رقابتی ورزشی خصوصا کشتی یا دریک مجادله لفظی نقاط قوت وامتیاز رقیب را مصادره واز اختیار بهره وری و مانور وی ساقط کنیم آن نقطه قوت را مالخود کرده ایم مثل گ
مونتواژهنامه آزاد(مؤنت) (مُ ن نَ ) رنج و زحمت ، خرجی و قوت . حاکم این سخن را عظیم بپسندید و اسباب معاش یاران فرمود تا بر قاعده ماضی مهیا دارند و مؤنت ایام تعطیل وفا کنند..(گلستا
قیاتواژهنامه آزادقِیات ؛ واژه ای مغولی به معنای سیلی که به قوت آید، برترین قبیله از بین گروه های مغولی که از نسل پدر چنگیز خان بودند، در تاریخ جهانگشای جوینی آمده:"و بر دیگر قبا