قند پارسیواژهنامه آزاددر شعر حافظ، کنایه از غزلیات حافظ است؛ اشعار یا دیوان حافظ: شکرشکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله می رود.
قند پارسیواژهنامه آزاددر شعر حافظ، کنایه از غزلیات حافظ است؛ اشعار یا دیوان حافظ: شکرشکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله می رود.
الفشواژهنامه آزاداَلَفش در گویش مشهدی به معنی چسبناک و یا محلی که با ریختن شیره قند یا شکر یا شربت به حالت چسبناک درآمده است.
بیلهرواژهنامه آزادنوعی گیاه کوهی است درارتفاعات منطقه اقلید تا یاسوج می روید طبیعتی سرددارد آرام بخش وبرای قند خون وچربی خون بسیار نافع است نوعی گیاه دارویی با طعم و بوی مایل به