قاینواژهنامه آزادنام شهری است در خراسان. شهرتش به زعفران و زرشک است. مسجدی تاریخی دارد. ناصرخسرو از آن به نیکی یاد کرده. خواجه نصیر سال ها در آن زندگی کرده و کتاب اخلاق ناصری را
قارینچهواژهنامه آزادبه معنی مورچه در زبان ترکی (در ترکی غرب خراسان رضوی معروف به ترکی جغتایی)(جغتای یکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی می باشد)
هفت قرآن به میانواژهنامه آزادیعنی اینکه قرآن با قرائت های هفتگانه اش مانع و سدی برای جلوگیری از رسیدن بلاها و گرفتاری ها به اما ایجاد کند
توربین بادیواژهنامه آزادآسباد (آسِباد). به چَم (معنی) آسِه ای (محوری) که باد آنرا می چرخاند. همالِ (قرینۀ) آسیاب است که آب آنرا می چرخاند.
مهرادواژهنامه آزادبه چهار معنی بیان می شود مِه راد = بخشنده بزرگ ، جوانمرد مِهر اد = "مهر" به معنای خورشید و "اد" پسوند اسم فارسی است در مجموع به معنای خورشید مِهر راد = ( یک "ر"
مثبتواژهنامه آزادهای. برای نمونه، شمارۀ 5+ در پارسی خوانده می شود هایِ پنج. همالش (قرینه اش) می شود نای (منفی). درود. به واژه یاب استاد پرتو بروید - مثبت. پاس.
wind turbineواژهنامه آزادآسِباد. به چَم (معنی) آسِه ای (محوری) که باد آن را می چرخاند. همالِ (قرینۀ) آسیاب است که آب آن را می چرخاند. آن را با واژۀ بیگانۀ "توربین بادی" یا به نادرستی "آ