قائمهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) راست. "زاویۀ قائمه" به پارسی می شود "گوشۀ راست". از فرهنگستان.
مثلث قائم الزاویهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) سِگوشِ راست، سِگوشِ راستگوشه. "در یک مثلث قائم الزاویه، مربع وتر برابر است با جمعِ مربع های دو ضلع عمود بر هم" به پارسی می شو
قاسماقهواژهنامه آزادمانعی که قدرت دیدن را از فرد سلب کند. قاسماقع به چشمش زده = از دیدن واقعیت ناتوان گشته است.
قائمهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) راست. "زاویۀ قائمه" به پارسی می شود "گوشۀ راست". از فرهنگستان.
مثلث قائم الزاویهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) سِگوشِ راست، سِگوشِ راستگوشه. "در یک مثلث قائم الزاویه، مربع وتر برابر است با جمعِ مربع های دو ضلع عمود بر هم" به پارسی می شو
خطیرکلاواژهنامه آزادروستای از توابع بالا تجن بخش مرکزی شهرستان قائم شهر می باشد کهاز جنوب همجوار روستای گاوان آهنگر می باشد که خطیر به معنی بزرگ و کلا به معنی کلات است
طارسیکلاواژهنامه آزادطارسیکلا نام روستایی است واقع در بخش بالاتجن شهرستان قائمشهر- استان مازندران که شغل اصلی مردم آن کشاورزی ( برنج و مرکبات) و دامداری می باشد. قدمت این روستا بیش