قائمهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) راست. "زاویۀ قائمه" به پارسی می شود "گوشۀ راست". از فرهنگستان.
قائمهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) راست. "زاویۀ قائمه" به پارسی می شود "گوشۀ راست". از فرهنگستان.
مونتواژهنامه آزاد(مؤنت) (مُ ن نَ ) رنج و زحمت ، خرجی و قوت . حاکم این سخن را عظیم بپسندید و اسباب معاش یاران فرمود تا بر قاعده ماضی مهیا دارند و مؤنت ایام تعطیل وفا کنند..(گلستا
سهندواژهنامه آزادنام کوه اتشفشانی خاموش در استان آذربایجان شرقی در جنوب شهر تبریز و نام دهی در کوهپایه همان کوه سهند:کوه سهند که واژه ی «سهند» از دو واژه ی « سه» به معنی سر و «
چای چالواژهنامه آزادمعادلی است که از سی یا چهل سال پیش در زبان جهرمی به معنای فلاسک به کار می رود. گویا به قاعده ی یخچال ساخته شده. و به صورت مخفف چِی چال بیان می شود.