فرهانواژهنامه آزادباشکوه باشکوه [فَ] با شکوه و بلند مرتبه. مشتق شده از فره [ ف َرْ رَ / رِ ] به معنای شأن و شوکت و شکوه و عظمت. باشکوه و بزرگ، منسوب به فره؛ واژۀ ساخته شده از ف
فرژامواژهنامه آزاد(پهلوی) فرژام و فرجام و فرجامینیتن؛ از پارسی باستان ظاهراً فرجامه از ریشه ٔ گم به معنی رفتن. (رک دهخدا:فرجام). هم معنی فرجام که سرانجام کار است.