فرهانواژهنامه آزادباشکوه باشکوه [فَ] با شکوه و بلند مرتبه. مشتق شده از فره [ ف َرْ رَ / رِ ] به معنای شأن و شوکت و شکوه و عظمت. باشکوه و بزرگ، منسوب به فره؛ واژۀ ساخته شده از ف
فر قه ی آبی دواژنیرو هاواژهنامه آزادفرقه آبی دوژانیرو ها:تندر قاتل . آورنده ستم وظلماز رعد وبرق . نابود کننده آونکی ها و روشنایی
فرهانواژهنامه آزادباشکوه باشکوه [فَ] با شکوه و بلند مرتبه. مشتق شده از فره [ ف َرْ رَ / رِ ] به معنای شأن و شوکت و شکوه و عظمت. باشکوه و بزرگ، منسوب به فره؛ واژۀ ساخته شده از ف
کرملیانواژهنامه آزادفرقه ای مسیحی که در دورۀ صفویه و زندیه در ایران فعال بوده و به تبلیغ آیین مسیحیت می پرداخته اند.
هینایاناواژهنامه آزادفرقه ای از بودایی ها در سیلان، برمه، تایلند و کامبوج که بر معتکف بودن و دستیابی به نیروانا از طریق ریاضت و تفکر تاکید می کنند.