فارتکواژهنامه آزادفارتق سرزمینی باستانی ،حاصلخیزدر کهگلویه که از تپه ماهورهایی زیبا ومحصور در کوههای با ارتفاع متفاوت تشکیل شده است یک چهارم این منطقه از اب رودخانه ی شیرین فارتک
فرتاکواژهنامه آزادآینده آینده. فر. [ ف َ / ف ِ ] (پیشوند) پیشوند است بمعنی پیش ، جلو، بسوی جلو، و غیره ، چنانکه در کلمات فرخجسته ، فرسوده ، فرمان . در پارسی باستان و اوستا:فْرَ
آسناواژهنامه آزادنام همسر حضرت یوسف و به معنی آسمان پاک روشنایی سرشت مادر زادی-سرشت درونی-اسم ایران باستان در زرتشت فطرت خدا دادی - سرشت مادرزادی در زبان پهلوی، آسین به معنی نقر
طویریجواژهنامه آزادیکی از انواع عزاداری های مرسوم میان شیعیان عراق است. (منبع:سایت فرهنگی اعتقادی فطرت)
فارتکواژهنامه آزادفارتق سرزمینی باستانی ،حاصلخیزدر کهگلویه که از تپه ماهورهایی زیبا ومحصور در کوههای با ارتفاع متفاوت تشکیل شده است یک چهارم این منطقه از اب رودخانه ی شیرین فارتک