فراسنجواژهنامه آزادپارامتر، پارامتر یا عناصر اقلیمی، پارامتر دما و یا بارش = فراسنج بارش یا دما، کاربرد در علوم طبیعی و آب و هواشناسی
فراسوواژهنامه آزادفراسو به معنی آنسو ، پیشوند در زبان ادبیات پارسی ، یکی از کهن ترین واژه ها در زبان بارسی
فراسنجواژهنامه آزادپارامتر، پارامتر یا عناصر اقلیمی، پارامتر دما و یا بارش = فراسنج بارش یا دما، کاربرد در علوم طبیعی و آب و هواشناسی
فراسوواژهنامه آزادفراسو به معنی آنسو ، پیشوند در زبان ادبیات پارسی ، یکی از کهن ترین واژه ها در زبان بارسی
پارامترواژهنامه آزادفَراسَنج. برای نمونه "توصیفِ پارامتری یک مسئله" به پارسی می شود "بَرنِوِشتِ فَراسَنجی یک پرسمان".