فراسنجواژهنامه آزادپارامتر، پارامتر یا عناصر اقلیمی، پارامتر دما و یا بارش = فراسنج بارش یا دما، کاربرد در علوم طبیعی و آب و هواشناسی
فراسوواژهنامه آزادفراسو به معنی آنسو ، پیشوند در زبان ادبیات پارسی ، یکی از کهن ترین واژه ها در زبان بارسی
فردانهواژهنامه آزادتنها، یگانه. ظاهراً با «فردانیة» که از جمله صفات الهی است گرفته شده است. نام دختر قدیمی از کشور ترکیه و به معنی یگانه و تنها
فراسنجواژهنامه آزادپارامتر، پارامتر یا عناصر اقلیمی، پارامتر دما و یا بارش = فراسنج بارش یا دما، کاربرد در علوم طبیعی و آب و هواشناسی
فراسوواژهنامه آزادفراسو به معنی آنسو ، پیشوند در زبان ادبیات پارسی ، یکی از کهن ترین واژه ها در زبان بارسی
فردانهواژهنامه آزادتنها، یگانه. ظاهراً با «فردانیة» که از جمله صفات الهی است گرفته شده است. نام دختر قدیمی از کشور ترکیه و به معنی یگانه و تنها