فرآوریواژهنامه آزادتوليد انجام عملی بر روی ماده بمنظور بهبود کیفیت آن ( مثل پاستوریزه کردن شیر ) یا تبدیل آن به ماده ای دیگر (مثل تبدیل شیر به ماست یا سایر مشتقات آن )
فراوردواژهنامه آزادفَراوَرد:حاصل و نتیجه، محصول. این واژه بن مضارع فراوردن است، به معنی تولید کردن. البته امروزه واژه "فراورده" (و نه فراورد) در فارسی ایران به معنی خاص محصول به و
عدسیواژهنامه آزاد(پارسی سره) مَژوک. برای نمونه "عدسی دوربین عکاسی" به پارسی می شود "مژوک فرتورانداز".
کلگواژهنامه آزادفراورده ای که از بلوط پس از شیرین شدن بدست می آید و می توان با آن نان نیز پخت (ک فتحه، ل و گ ساکن) نانی که از آرد بلوط تهیه می شود.