عملوندواژهنامه آزادهر عبارت که بین دو عملگر قرار بگیرد و یا بعد از یک عملگر بیاید، یک عملوند محسوب می گردد.
عملیانواژهنامه آزادکسانی که به قول خود وفادارند و کار هایی را که به انها سپرده شود، به خوبی عمل و اجرا می کنند.
جامه عملواژهنامه آزادصورت عملی. «جامۀ عمل پوشاندن» یعنی عمل کردن (به حرفی یا رؤیا یا آرمانی)؛ محقَق کردن.
لیپولیزرواژهنامه آزادعمل زیبای که برای رفع چاقیهای موضعی و برطرف کردن چربیهای موضعی شکم، پهلوها و پائین کمر استفاده می شود
قات زدنواژهنامه آزادعمل نوشیدن و خوردن تدریجی و آرام شیرۀ برگ گیاه قات که به عنوان مادۀ مخدر مصرف می شود. کنایه از گفتن سخنان بی ربط و بدون ارتباط با مبحث اصلی.