اروان (عاروان)واژهنامه آزادنام طایفه ای در لرستان که ظاهرا از روسیه و ارمنستان به سمت شیراز رفته و از آنجا به لرستان میروند. همچنین از اسامی اصیل ایرانی بوده. همچنین به معنی جسور و بزرگ و
بطیارواژهنامه آزادعطار های دوره گرد قدیمی در زبان کردی معنا دارد هرچند بط در زبان فارسی به معنی مرغابی است این کلمه یک اسم است در زبان کردی
سفیداب پنبه روواژهنامه آزادپودری سفیدرنگ که از قدیم در عطاری ها عرضه می شود و ضد آفتاب قوی، ضد بوی بدن قوی، ضد عرق و ضد جوش و لک است.
کرشتهواژهنامه آزادکرشته بر خلاف معنایی که در لغت نامه دهخدا با اقتباس از بیت عطار:زمین و آسمان پر فرشته ست - تو کی بینی که چشمت پر کرشته است. خس و خاشاک عنوان شده در اصل ( ایکه ر
فرو کردنواژهنامه آزادگستردن، دراز کردن. سر برآور از گلیمت ای کریم پس فرو کن پای بر قدر گلیم منطق الطیر عطار، ت؛شفیعی:ش.بیت:379
عطرآویژواژهنامه آزادعطرویژه، عطر و بوی خاص، ترکیبات معطر و خالص، محصول هنر عطار معادل niche Perfume مراجعه به جاویژه بازار