انجمن صنفیواژهنامه آزادگروهی که با هدف پی گیری و نظم بخشیدن به خواسته های رفاهی اعضای یک شغل کار می کنند .
خردمندواژهنامه آزادkheradmand:فردی که در پندارها / گفتارها / عملکردها در راستای علم (در تعریف علمی علم)و بدون توجه به منافع یا مصلحت های شخصی / صنفی / حزبی خودش ( بطور مستقل) ابرا
سوتیواژهنامه آزادسُوت یا صوت کلمه ای است روسی (сотый) بمعنی صدم. در صنف طلافروشان به کسر وزنی زیر یک گرم اصطلاحاً سوت (صوت) یا سوتی (صوتی) میگویند. مثلاً وزن 2.345، 2 گرم و 345
جوجیلواژهنامه آزادیکی ازروستاهای توابع شهرستان فلاورجان یک کلمه ترکیبی است بشرح زیر: 1- جو ( اسم ) جستن جوییدن:جست و جو جستجو . مفرد امر حاضر. 2- جیل - یک صنف ازمردم, اهل یک زما