افغانواژهنامه آزادفریاد، فغان، ناله، زاری، غوغا، فریاد از درد مصیبتی. همچنان نام قبیله یی است در مناطق مرزی بین افغانستان و پاکستان که شکل معرب اوغان می باشد شمع دل دمسازم بنشست
روژیناواژهنامه آزادروشنایی اول صبح، اول روز، سپیده صبح، صبح روشن، پاکی و روشنایی خورشید مادر مانند روز تابناک ، درخشنده،اسم کردی روشنایی بخش، مانند روز