شیوارواژهنامه آزاد(بختیاری) سرزمین شوهر؛ مرکب از شی به معنی شوهر و وار به معنی سرزمین. || سرزمین کبود؛ مرکب از شی (شَه) به معنی کبود و وار به معنی سرزمین. || نام گلی در کوهستان ه
تنکهواژهنامه آزادشلوار کوتاه تا زانو تونکه به معنی شلوار کوتاه تا زانو تُنُکَه:شورت مردانه که تا بالای زانوست در گویش شوشتری
اشومواژهنامه آزادشوارتس (1382) « اشوم » را در جنوب پارس باقیمانده زموم می داند. [2] واژه « زموم » جمع زومه می باشد که جغرافی نویسان به شکل «زُم » یا به صورت « رَم » به کاربرده