شیلاواژهنامه آزادآسمان زیبا، جنتی، خوشبخت، مسرور کننده، مقبول، خوشحالی، با برکت در هندی الهه آب فارسی سفره طعام
شیراوندواژهنامه آزادشیر کوه های دماوند (لری) نام خانوادگی در لرستان؛ کسی که شیر را می بندد و به زانو درمی آورد. در اصل «شیربند» بوده و در گذر زمان، به شیراوند تبدیل شده است.
شیلاندرواژهنامه آزادنام اصلی شیلاندر ، چیلاندره می باشد که نام تاریخی چهل آهنگر است که با توجه به گذز زمان به چلانگر وچلاندر تغییر بافته است
شیراوندواژهنامه آزادشیر کوه های دماوند (لری) نام خانوادگی در لرستان؛ کسی که شیر را می بندد و به زانو درمی آورد. در اصل «شیربند» بوده و در گذر زمان، به شیراوند تبدیل شده است.
شیلاندرواژهنامه آزادنام اصلی شیلاندر ، چیلاندره می باشد که نام تاریخی چهل آهنگر است که با توجه به گذز زمان به چلانگر وچلاندر تغییر بافته است
تفریخگاهواژهنامه آزاد(شیلات) محل تخم ریزی آبزیان؛ محلی مانند آزمایشگاه، در کارگاه پرورش آبزیان، که در حوضچه یا استخرهای مخصوص آن ماهی یا میگو و... از تخم خارج و تبدیل به لارو می شود