شخیدهواژهنامه آزاد(عامیانه، خراسان: بشرویه، دهستان رقه و...) ترک برداشتن؛ مثلاً انار شخیده یعنی اناری که ترک دارد یا پای شخیده مثل پاشنۀ پا که ترک دارد.
محاقلهواژهنامه آزادشهید اول:میوه ی چیده شده محاقله: [در اصطلاح فقه] فروختن گندم در خوشه که هنوز برداشت نشده به مقداراز گندم
رشیکواژهنامه آزادبر وزن فعیل ولی دارای معنای مفعولی مانند شهید( به شهادت گرفته شده ) و یا کتیم ( پوشیده شده ) به معنای کسی که بر او رشک میبرند
قلعه چیتیواژهنامه آزاددهاتی از توابع و در پانزده کیلومتری شهرستان دزفول نام قدیم شهرک شهید محمد منتظری
تپه خالصهواژهنامه آزادتپه ای باستانی متعلق به 8000 سال پیش که در شهر خرم دره، در خیابان شهید مطهری به تازگی کاوش گردیده و آثار کشف شده موجود است .
فرسشواژهنامه آزادنام روستایی از استان لرستان در توابع شهرستان الیگودرز برگفته از نام سه امامزاده ی متبرکه مدفون در این روستا میباشد کلمه ترکیبی فرسش = ( فــر + س + ش ) فر= شکوه