ممنوع الخروجواژهنامه آزادشهربند، کشوربند، ده بند. آن که او را به ماندن در کشوری یا شهری یا دهی یا جای مشخصی مجازات کرده اند. آن که تنها در کشور یا شهر یا ده یا جای معین دیگری تواند زیست
سپاهبدواژهنامه آزادبلندمرتبه ترین و عالی ترین درجه نظامی در دوره ساسانیان که به نوعی پس از شاهنشاه عالی ترین مقام کشور را داشت؛مانند:شَهربراز و رستم فَرخزاد.