18 مدخل
بوی خوش ، رایحه دلنشین ، عطر
عد.
خورشیدناز
ایشماردَن - ishmardan - شمردن.
(لکی) به هنگام شنیدن خبر ناگهانی گفته می شود؛ به معنی «دِلَمو ریختی».
مارش روان. "مارش" (که چون بارش خوانده می شود) از ریشۀ "شمردن" می آید.
(دشتستانی) (بینَت) شمارش، شمردن، شمارش کردن.
(گیلکی؛ انزلی) شنیدن.