شرقواژهنامه آزادشِرَقْ (sheragh) در گویش گنابادی صدای برخورد اعضای بدن در هنگام کتک کاری یا ضربه خوردن را گویند ، چسپیدن ضربه ، اثر کردن ضربه ای که زده شده
شعاع شرقواژهنامه آزادبه معنای ظهور کننده از شرق، پرتوی از شرق، کنایه از خورشید. شعاع:پرتو ؛ شرق:محل بیرون آمدن خورشید
شترقواژهنامه آزاد[شَ تَ رَ] (اِ. صوت) شَتَلَق. صدای ناشی از برخورد ناگهانی دو چیز با هم مثل افتادن چیزی بر زمین. برخورد ناگهانی دو چیز.
شعاع شرقواژهنامه آزادبه معنای ظهور کننده از شرق، پرتوی از شرق، کنایه از خورشید. شعاع:پرتو ؛ شرق:محل بیرون آمدن خورشید