اشتوواژهنامه آزادچگونه، چطور، به چه صورت. به کسر الف، سکون شین و ضم تاء. مثال:اشتو رفتی؟ اشتو شکست؟ ضمنا باقی واژگان مثال به فارسی آمده نه گویش. (بروجنی) اُشتو؛ تند و سریع. (به
شترپواژهنامه آزادشِتِرَپْ (sheterap) در گویش گنابادی یعنی با شتاب زمین خورن ، محکم زمین افتادن ، برخورد محکم دو جسم با هم