شامورتیواژهنامه آزاد1. در لفظ ارمنی دشنام است. 2. جعبه ی مخصوص شعبده بازان و معرکه گیران 3. حقه بازی 4. ظرفی با سوراخی چند در اطراف محتوی آب که اگر شعبده باز خواهد آب آن بیرون ری
شامرزاواژهنامه آزاددرگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بودهاست و نامهایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشتهاست و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبر
شامورتی بازیواژهنامه آزاد1.دوزو کلک2.شعبده بازی3.حقه بازی به عنوان مثال می گویند:«بیا برو واسه من شامورتی بازی درنیار!من خودم ختم روزگارم»که نوعی اصطلاح عامیانه است.
شامرزاواژهنامه آزاددرگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بودهاست و نامهایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشتهاست و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبر
شامورتی بازیواژهنامه آزاد1.دوزو کلک2.شعبده بازی3.حقه بازی به عنوان مثال می گویند:«بیا برو واسه من شامورتی بازی درنیار!من خودم ختم روزگارم»که نوعی اصطلاح عامیانه است.
انسان شناسیواژهنامه آزادانسانشناسی در زبان فارسی اصطلاح جدید به شمار میآید چنانچه در لغتنامههای فارسی نیز وجود ندارد فقط در فرهنگ سخن که تقریبا لغت نامه جدید است این گونه تعریف شده
گردانواژهنامه آزاددر ارتش استفاده می شود و که شمار سربازان آن بین 300 تا 1300 نفر می باشد و از 2 تا 6 گروهان تشکیل می شود.