شاسکولواژهنامه آزادفردی گاها گیج که زود گول میخورد و کارها و رفتاری که نشان از ضریب هوشی پایین وی است از او سر میزند. گاها مترادف کودن ، خنگ و نادان در زبان عامه می باشد.
تکواره ایواژهنامه آزادسبکی از شعرکوتاه، معادل پارسی هایکوی ژاپنی. تکواره ای شعری نمایشی است و فقط از نظر مفهومی هایکو به شمار می رود و نه دستوری .
آشیرکواژهنامه آزادباپیشوند یونانی آ،به معنی شیرکوچک.وباجمع آ،به معنی کسی که آش میخاهدبخورد.(ترکی)
صعوهواژهنامه آزادپرنده ای کوچک به اندازه ی گنجشک با سینه ای سرخ رنگ که در ادب فارسی نماد ناتوانی و ضعیفی است .«شارک، چو موذّن به سحر ، حلق گشاده / آن ژولک و آن صعوه از آن داده ا
فشکورواژهنامه آزادفشکور (فِشگیر، فُشکور، فَشکور) دهکده ای ییلاقی و باستانی است که در ارتفاع تقریباً 2000 متری در قلب کوه های سر به فلک کشیدۀ البرز غربی و در همسایگی علم کوه واقع