42 مدخل
ارتفاع دادن، بلند کردن؛ رفع نمودن، از بین بردن.
بر روی زمین می افتادند - کنایه:مرگ،مردن
مواد سوختنی
پراکنده ساختن،گسترش دادن ترویج
(آذری) ساختن، درست کردن، به بهترین نحو درست کردن، آفریدن.
پهنا ساختن (لغتنامۀ دهخدا). برابر expanding در انگلیسی.
با صدای جِرِک جِرِک سوختن