زوارهواژهنامه آزاددرست آن زوواره بود زو یعنی دریا ره مخفف را = راه دریائی// مرکز بخش زواره اردستان است و قریب 9000 نفر جمعیت ساکن دارد . ابنیه تاریخی بسیار دارد . شهری ست فرهنگی
قلنگلوواژهنامه آزادنوعی بغل و بلند کردن است ،بنحوی که فرد بر شونهای طرف مقابل سوار میشود که پاهایش آویزان روی سینه های آن فرد قرار میگیرد ،و میگویند ،فلانی برا خودش سواره و قلنگو
رفیوژواژهنامه آزاد(عمران و شهرسازی) refuge؛ جزیرۀ میانی، گذرگاهی در وسط معابر سواره رو که فضایی امن برای عابرین پیاده ایجاد می کند. رفیوژها ممکن است ترکیبی از فضای سبز باشند، یا
آرتمیسواژهنامه آزادتنها ناخدای زن کشتی در زمان خشایار شاه که در جنګ با رومیان، که خشایار شاه در وصف او ګفته زنان ماهمچون مردان ما هستند نخستین زن دریانورد ایرانی آرتمیس Artemis اس