سِمسوریواژهنامه آزادنوعی میوه تابستانی شبیه گرمک که به طالبی مشهور است ولی در بعضی از مناطق به این نام شهرت دارد(خصوصا در اصفهان)
مغازهواژهنامه آزادلغت اوستایی-سنسکریت مغازه (مها=بزرگ + غاسه=قاصد-جارزدن) که امروزه در معنای بازار به کار می رود. در زبان سنسکریت به شکل महाघोष mahAghoSa=market ثبت شده و نشان می
سندبلاستواژهنامه آزادنام روستایی واقع در 55 کیلومتری اراک در منطقه شراء یا چراء که از دو بخش سناورد وعباس آباد تشکیل شده وتوسط جوی وآب که بطرف جاورسیان می رود این دو بخش از یکدیگر ج
انگوتینواژهنامه آزاداَنْگُوْتِینْ. دردهخدا. کلمه ایست مشترک درزبان سنسکریت هندوپهلوی هخامنشی به معنای نگین وانگشترویاتک بودن ودرچشم بودن یک چیز