سندروسواژهنامه آزاددر شاهنامه به معنی زرد روی و ترسیده مانند آمده: کمان را به زه کرد زود اشکبوس تنی لرزلرزان و رخ سندروس
سندلوسواژهنامه آزادنوعی ماده ساخته شده از صمغ درختان.که در قدیم ازان تسبیح و سایر محصولات می ساختند.