حماسهواژهنامه آزاددلیری کردن - شجاعت نمودن حماسه به کار بزرگی گفته میشود که مایه ی سرفرازی و سربلندی، و یا رهایی ازستم، و هموارگری دشواری برای سود و خشنودی گروهی، مردمی، ملی، و ب
رویدارواژهنامه آزاد(واژۀ پیشنهادی کاربران) رویش نو، پدیداری نوین، رویشی تازه از درونِ کهنگی؛ دارندۀ روی نوین که از نبرد کهنه و نو بیرون می آید و به سربلندی روی به تازگی می گشاید.
سرگزیواژهنامه آزاد(زابلی، سیستان) سربلند و سرافراز. نام یکی از طوایف بزرگ سیستان. سرگروه -سردسته نام طایفه بزرگی است در سیستان مفهوم واژه:گز به معنی متر که قدیم الایام به هر 104