44 مدخل
فقیری سخت(سختی)فقر( فقیری، از دست دادن ماد یا پدر)فقیری یا یتیمی
صدای بلند و سهمگین؛ مثال:چنین گفت رستم به آواز سخت (فردوسی).
سخت و بسیار مهربان
صخره سخت و محکم
کارهای سخت و دشوار_جمع مهم
نوعی درخت که چوبی سخت و گران بها دارد
تشنه از حر و سخت و سرکش است