سایه نویسواژهنامه آزادنویسنده ای نامریی که در برابر مزد برای دیگری مینویسد و دیگری ادعای نویسندگی دارد
سامیناواژهنامه آزادسا برای بیان همانندی و شباهت می آید، و کلمۀ «سامینا» یعنی مانند مینا. مینا هم معانی مختلفی دارد:آبگینه، شیشه و بلور سبز رنگ؛ گل مینا؛ نام پرنده خوش آواز هندی به
سامیارواژهنامه آزاداین واژه از دو بخش سام و یار تشکیل شده است؛ در معنی سام باید رجوع کنیم به داستان شاهنامه که نام پدر زال بوده و به معنی آتش است؛ بخش دوم که یار است، به معانی مخت
سامیناواژهنامه آزادسا برای بیان همانندی و شباهت می آید، و کلمۀ «سامینا» یعنی مانند مینا. مینا هم معانی مختلفی دارد:آبگینه، شیشه و بلور سبز رنگ؛ گل مینا؛ نام پرنده خوش آواز هندی به
پرهیبواژهنامه آزاد(اِ) سایه، تصویری تاریک که بر اثر تابش نور بر جسمی در زمینه ی روشن تر ایجاد می شود، شبح.این واژه برگردان واژه ی لاتین سیلوئت(silhouette) است.