اریسواژهنامه آزادزیرک و هوشیار. || کشاورز، برزگر. || امیر، رئیس. || نام ایزدبانوی یونانی نفاق و جنگ افروزی. || نام یکی از سیارک های منظومۀ خورشیدی.
اکیدسوواژهنامه آزاداکیدسو:زیرک و دانا، هوشیار و خردمند، محکم و استوار اکیدسو رزمی علمی فرهنگی زیرک و دانا،هوشیار و خردمند،محکم و استوار نام یک رشته فرا ورزشی است
چغوچغوواژهنامه آزاد(لاری؛ کوشکنار) چکاوک؛ پرنده ای است کوچک که تاجی بر سر دارد، زیرک و باهوش است، روی زمین زىر بوته ها لانه می سازد و هر بار پنج تخم می گذارد. چغوچغو درفصل بهار صب
ارتینواژهنامه آزادعاقل و زیرک، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است